تبليغاتX
عاشورا مكتب عشق و ايثار و شهادت است اي شهادت طلبان نه تنها خداوند در قرآن كريم ، كه انبياء و همه اولياء بر شهيد بودنتان گواهي مي دهند******* شهيد گشتيد تا كلمه الله ، برفراز سرزمين اسراء اوج و تعالي يابد******* سرسپردگان مدعيند كه شما خودكشي كرده ايد غافل از اينكه خود با انتخاب زندگي ذلت بار ، مردگانند******* عزيزانم، اگر روزي توانستيد قدس را از چنگال دشمن بيرون کنيد بار سفر را به آنجاها ببنديد و با خود مشتي از خاک مرا برداريد در اطراف مسجد الاقصي بيافشانيد بر انگشتر زمانه اي قدس تويي تو گوهر يک دانه آيا به ياد داري با عشق گشت آغاز ايام آشنايي آيا به ياد داري با بوي ياسمين ها آويخت آن زمانه براي ديدن تو به سان تشنگانم يا عاشق که تشنه باشد براي ديدن دوست سرزنش هاي زمانه نگاه من به گنبد طلايي ات اي قدس چون نگاه گداي به زر اي کاش مي شد که دو رکعت نمازي به سپاس در نخستين قبله مسلمانان بگزاريم از چه سخن گويم از هاله اي از نور که تو را در بر گرفته است از شکوه دو مسجدت يا به فرزندانم چه بگويم آن هنگام که سخن از تو به ميان آيد بگويم قدس ساحر است و دل هر کسي که به ديدارش مي آيد با سحر خود مسحور مي سازد ولي چه کنم که تو پاک و مطهري و ذاتت عاري از هر گونه سحر *********************** اي قدس اي زيباترين قصيده ام آيا اين تويي تنهاترين آهنگ من يا تو اميدي بر قلب من، بر جان من اي قدس اي زيباترين داستان اي تو محل معراج رسول اي تو محراب بتول اي تو مجمع تمام انبياء اي تو مجمع فرشتگان آسمان اي تو جايگاه نماز و جهاد در توست که نور هدايت متجلي مي شود اي قدس اي عزيزترين شهر اي خواهر مکه و مدينه با خون تمام شهدا ندايت را لبيک مي گوييم به تو اي والاترين اسير به تو اي سرزمين عبادت و سجود به تو اي بيشه شيران لبيک مي گوييم *********************** ولي چه کنم اندوه از دوري تو تمام وجودم را فرا گرفته است و پس از سال ها امروز با تو سخن مي گويم و عقده دل را به نزدت مي گشايم چرا که مي ترسم پس از اين سفر تقدير به من اجازه ندهد و سکوت قبر مرا به اندرون خود بکشاند پيش از آن که دوباره تو را ببينم اي شهر عزيز، هراسم از آن است آرزوهايم با مرگم بميرند و نتوانم با تو درد دل کنم و بگويم که اي قدس اي کاش مي دانستي چقدر شوق تو را با خود به گور آورده ام

عاشورا مكتب عشق و ايثار و شهادت است

"اللهم ارزقنا الشهادة مقبلين غير مدبرين"

دهم محرم ، شهادت حضرت امام حسين عليه السلام و ياران با وفايش


دل به مهر آل احمد منجلى داريم ما


والى ملك ولايت را ولى داريم ما


اينهمه نعمت كه مى بينى به ما بخشيده اند


ازيم وجود حسين ابن على عليه السلام داريم ما


حماسه عاشورا


در چشم انداز سرخ و خط خونين شهادت ، محرم جلوه اى ديگر دارد و جلائى نو!
و در آسمان پر ستاره ايثار و جهاد، عاشورا چونان كوكبى خونين درخششى ويژه دارد.
آرى ... آنك خداى خواست كه خون را به قيام بيند و رايت سرخ حقيقت و راستى را به تماشا ايستد، خو اى ، ذلت باطل و پليدى را به نظاره بنشيند.


آنك ... مشيت رب الارباب بر اين شد كه رزمى سرخين بر پا شود، نور و ظلمت در مصاف شوند و حق و باطل به پيكار بر خيزند تا حماسه اى پرشكوه تحقق يابد و آوازه اش در هميشه تاريخ بماند.


61 سال از هجرت پيامبر(ص ) مى گذرد، و اينك حسين (ص )، هم او كه در مهبط وحى جبرائيل و در دامن پاك پيامبر، پرورش يافته است ، پرچم امامت را در راستاى رسالت ابراهيم خليل الله عليه السلام و محمد رسول الله (ص ) بر دوش ‍ گرفته است تا كاروان بشريت را تا دروازه هاى نور، راه بنمايد و كشتى نجات انسان را در شط سرخ شهادت ، به پيش راند.


در سويى سپاهيان جبهه نور و مناديان حق و راستى قامت كشيده اند و در ديگر سوى لشكريان شب و آواز گران سياهى و پليدى به صف شده اند و خورشيد عاشورا نظاره گر اين پيكار خونين و نبرد سرخ !


خورشيد آمده است تا سر انجام نبرد را در سينه بنگارد و بر گوشهاى همه آيندگان تاريخ قصه را باز گويد.


و حسين (ع) زره به تن كرده است ! تنها با 72 تن يار در برابر انبوه سپاه كفار!
خاك كربلا، به انتظار كه رزميدن رزمگران جبهه حق و يزيديان شب زده را به تماشا بنشيند.

 

و عاقبت ، انتظار به پايان مى رسد و رزم آغاز مى شود، حسينيان را شور و ولوله مى افتد كه به زودى در بسترى سرخ ، پيامبر را بر بالين خويش مى بينند و بهشتيان جنت خداى را ديدار مى كنند.


و در ديگر سوى ، خفا شان شب را هراس مى افتد كه بزودى سپيده نور، قلب سياهى را مى شكافد و پايان هستى شب را اعلام مى كند

.
حسينيان ، حق حق گويان بر سپاه كفر مى تازند و با نداى تكبير، بر جنگل انبوه سپاه خصم يورش مى برند، تا با آتشفشان خونها شان در خيمه هاى شرك و كفر يزيدى ، آتش به پا كنند و در دامن شب ، شرر افكند.


اينان قامت كشيده اند تا رسم جانبازى و ايثار و شهادت در راه عقيده را براى همه تاريخ به نمايش گذارند و پيكرهاى خونين شان را سند رسوائى باطل و باطل گويان تاريخ قرار دهند.


ظهر عاشورا است و اوج داغى صحراى تفتيده كربلا و خورشيد مى گرديد بر تن هاى فتاده بر خاك ، بر تربت خون گرفته زا جساد بى كفن .


بر پيكره هاى پاره پاره و بى سرو بى دست مناديان توحيد،و حسين نظاره مى كند، شكوه حادثه را، عمق قساوت قابيليان و اوج ايثار ياران را و دانه هاى اشك ، بر گونه هاى ملتهبش در آبشار نور خورشيد چون در مى درخشيد.


او آمد و زمين و آسمان را آشتى ديرينه داد. كعبه را جلاى پاك حقانيت حق ، و مكه را جايگاه شاهدان حق پرست ، بردگان را آزاد ساخت و تنها بنده خاص ‍ خدا ناميد شان . بندگان زور را رها كرد و بندگان زر را مخلص ساخت و ره گم كردگآن را چراغ هدايت گشت و ره يافتگان را هادى حق .


او آمد، كوران را چشم حقيقت بين ، كران را گوش شنوا و لالان را ندائى حق رسان بخشيد. مردگان را از خون شهيد جلوه اى تازه ساخت و همه را شهيد شاهد كرد و عاشق حق.

 

او آمد تا با زندگى سراسر مبارزه خويش ، با دعوت خود به ما درس ايمان و جهاد دهد و با زندگى جانگذار خويش بما ياد داد كه در راه برانداختن ظلم و ظالم رودخانه هايمان را غرق خون سازيم و از خون وضو بگيريم و تنهايمان را سنگر سازيم ، ولى ظلم را نپذيريم و با دستان خون آلوده خويش ، پرچم حق را بر فراز بلندترين قله هاى استقامت و پايدارى استوار سازيم .


بما آموخت كه اى انسان آزاده ، آنجا كه نميتوانى سر بلند زيست كنى ، سر بلند بمير. آنجا كه طپش توانستن در تو خاموش شد، سرود بايستن سركن و آنجا كه رنگ رخسارت از شدت ظلم و جهلها به زردى گرائيده از خون وضو بسازد و بر سجاده گلگونت سربنه .

 

كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيدالشهدا را زنده نگه داريد كه با زنده بودن او اسلام، زنده نگه داشته مي‌شود.

 

محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده و به اثبات رسانده كه در طول تاريخ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است.

 

آرى آرى او آمد، نامش محمد بود و كنيه اش ابوالقاسم .


او جلوه اى از نور حق بود، از تبار هابيل و از نسل ابراهيم عليه السلام.


او خاتم النبيين ، وارث المرسلين ، محبوب العامين ،

رسول گرامى خدا حضرت محمد ابن عبد الله عليه السلام بود.

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 13:2  توسط الفاتح  |